از طريق شرحي كه بر تيمايوس نوشت‌، تا حدود چشم‌گيري بر افكار قرون وسطي مؤثر شد. پوزيدونيوس روي هم رفته برجسته‌ترين شخصيت علمي آن عصر بود. با اين حال‌، ترجيح‌ مي‌دهم اين عصر را به نام لوكرتيوس بنامم‌، و اين نه تنها به خاطر اين است كه او شاعر فلسفي‌ بزرگ و شخصيت اصيل‌تري است‌، و كسي است كه به صورت كامل‌تري بر افكار مردم مستولي‌ شده است‌، بلكه هم به آن سبب كه منظومهٴ لاتيني او بهتر از نوشته‌هاي يوناني پوزيدونيوس‌ مبين عصر خويش است‌. منظومهٴ لوكرتيوس اثر شگفت‌آوري است‌؛ اين اثر حاوي موضوعات‌ يا نظريات علمي تازه نيست‌، ولي افكار يوناني را به صورتي شگفت‌انگيز، همراه با اخگرهاي‌ فراواني از نبوغ عرضه مي‌كند. اين منظومه نمايش استادانه‌اي از جنبهٴ عقلايي و علت و معلولي‌ عالم است و نقطهٴ اوج فكر علمي رومي را نشان مي‌دهد. سيسرون در مقايسه با لوكرتيوس‌ خاشع و فرودست به نظر مي‌رسد، در حالي كه در اشاعهٴ معارف يوناني در جهان لاتين سهمي‌ اصيل دارد. بايستي به فيلسوف ديگري هم اشاره كنم‌، فيگولوس‌، كسي كه در زمان خويش مرد بزرگي بود و امروز تقريباً فراموش شده است‌.
حكمت سليمان يكي از آثار منحول عهد عتيق‌، كه در حوالي همين ايام به زبان يوناني نوشته‌ شد، يكي از محصولات جالب يهوديت هلنيستي است‌.

3. رياضيات هلنيستي و چيني‌. در حدود اوايل قرن‌، تئودوسيوس طرابلسي منجم به مطالعهٴ هندسهٴ سماوي پرداخت‌. اندكي بعد، پوزيدونيوس (حدود 70؟) رسالهٴ مهمي در رياضيات‌ نوشت كه تنها قطعاتي از آن مانده است‌، ولي كاملاً معلوم است كه داراي اهميت زيادي بوده‌.
ممكن است فعاليت هرون اسكندراني نيز مقارن همين ايام صورت گرفته باشد. اين مطلب‌ كاملاً نامحقق است و مي‌دانم كه برخي از محققان اخير از قبيل سرتوماس هيث تاريخ بسيار متأخري را ترجيح مي‌دهند -- متأخر بر نيمهٴ اول سدهٴ سوم‌. با اين كه هيچ دليلي استدلال‌ سرتوماس را تأييد نمي‌كند، و خود او هم قانع نشده است‌؛ تاريخ متأخر در نظر هيث فقط اندكي‌ قابل قبول‌تر مي‌نمايد. تنها موضوع مسلم اين است كه هرون پس از ارشميدس و پيش از پاپوس‌ مي‌زيست‌، نيز تا حدي مسلم است كه او پس از هيپارخوس زندگي مي‌كرد. من او را در اينجا قرار دادم‌، ولو اين كه فقط براي هشدار دادن به مورخان باشد كه حتي در اين موقع هم بايد امكان‌ وجود نوشته‌هاي هروني را مورد توجه قرار دهند. مسلماً هيچ دليل ذاتي براي رد اين امكان در دست نيست‌، تمام چيزهايي كه در اين آثار است‌، ممكن است در نيمهٴ اول سدهٴ اول ق م نوشته‌ شده باشد. هرون اهل عمل بود، او بيشتر به اندازه‌گيري توجه داشت‌، معروف‌ترين كشف او قاعدهٴ به دست آوردن مساحت مثلث از روي اضلاع آن است‌.
كنگ شو - چئانگ رياضي‌دان چيني در ربع دوم اين قرن برآمد و تحرير جديدي از نه باب در قواعد حساب نوشت‌.